چشمای تو یعنی، دریای سینه ریز
یعنی یه برکه با آرایش غلیظ
چشمای تو یعنی، آیینه ی خودم
من بی چشای تو شاعر نمی شدم
حستو ازم نگیر، که از هوای تو بگم
من ترانه خون شدم، که از چشای تو بگم
چشمای تو غزل، سکوت تو یه مثنوی
من حافظم اگه، ترانه مو تو بشنوی
وقتی کنارمی، از زندگی پرم
از بس کنار تو، دور از تصورم
جز تو و خیاله تو ، سفر نمی کنم
زیباتر از تو رو، باور نمی کنم
حستو ازم نگیر، که از هوای تو بگم
من ترانه خون شدم، که از چشای تو بگم
چشمای تو غزل، سکوته تو یه مثنوی
من حافظم اگه، ترانه مو تو بشنوی
حستو ازم نگیر، که از هوای تو بگم
من ترانه خون شدم، که از چشای تو بگم
چشمای تو غزل، سکوته تو یه مثنوی
من حافظم اگه، ترانه مو تو بشنوی
روزبه بمانی
نجوای عاشقی...
ما را در سایت نجوای عاشقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 220 تاريخ: سه شنبه 12 اسفند 1399 ساعت: 11:24