
"کورت ونهگوت" (Kurt Voegut) یکی از شاخصهای ادبیات پستمدرن است. به غایت سیاسی و بیتعارف سوسیالیست. وی در کتاب "مردبدون وطن"[که مترجم کتاب آقای علی اصغر بهرامی آن را وصیتنامه ادبی - سیاسی وی میداند] ضمن معرفی خود، به شرح اندیشهها و دغدغههایش میپردازد. وی در این کتاب با طنزی سیاه و به طرز بیپردهای به نظام سرمایهداری و اقتصاد نئولیبرالیستی یورش میبرد و آن را منشأ فسادی میداند که به زعم او قرار نبود آمریکا به آن دچار شود.او از شیوه حکمرانی زمامداران کشورش و جنگافروزیهای پیدرپی ایش...
ادامه مطلب
«روگُن- ماکار»[1] مجموعهای ادبی شامل بیست رمان از نویسنده فرانسوی، «امیل زولا»[2] است که بین سالهای ۱۸۷۱ تا ۱۸۹۳ انتشار یافت. این مجموعه با عنوان فرعی «تاریخ طبیعی و اجتماعی یک خانواده در دوران امپراتوری دوم»[3] زندگی اعضای دو شاخهی اصلی یک خانواده خیالی(خانواده مشروع کار روگُن و خانواده غیرمشروع کار ماکار)، که در دوران امپراتوری دوم فرانسه (۱۸۵۲–۱۸۷۰) زندگی میکردند را دنبال میکند و یکی از برجستهترین آثار جنبش ادبی ناتورالیسم فرانسوی است.زولا در اوایل زندگیاش، آثار «اونوره دو بالزاک»[4] و...
ادامه مطلب
مفاهیم "آلودهانگاری" و "امرآلوده" که توسط "ژولیا کریستوا" مطرح شد، یکی از نظریههای روانکاوی است که به دلیل ظرفیتهای آن، به عنوان یکی از نظریههای مبنایی در تحلیلهای ادبی و هنری به ویژه در حوزهی سینما و رمان بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. مجموعهی پیش رو چکیدهی بسیار کوتاهی از مباحث عمیق و تخصصی این محور میباشد که صرفا با گردآوری و تدوین از مقالهها و یادداشتهای مرتبط حاصل شده و مطالعه عمیق در این خصوص نیاز به مراجعه به دروس و شرحات اساتید و متخصصین امر دارد. این چکیده صرفا ما را در آ...
ادامه مطلب
"به دوستانم بگویید که زندگی فوقالعادهای داشتم." این آخرین کلماتی که یک فیلسوف بزرگ در بستر مرگ، بیان کرد. مردی که با وجود ثروت خانوادگی، مسیری سخت و پر از رنج و تنهایی را انتخاب کرد. آثار بسیار ارزشمندی از خود بجای نهاد که بر «فلسفه تحلیلی»[1] و «زبانشناسی»[2] تأثیر بسیار گذاشت. او در ابتدا با اندیشههای «فرگه»[3] آشنا شد، با راهنمایی او، پای دروس «برتراند راسل»[4] در کمبریج تحصیل نمود و هفت سال بعد یعنی در 1921 «رساله منطقی- فلسفی»[5] را به رشته تحریر درآورد. بعدها اندیشههای فلسفی او در کت...
ادامه مطلب
یکی از واژگانی که در حال مهاجرت از نوشتهها و پژوهشهای آکادمیک به سطح گفتگوهای عمومی است و روند نسبتا پرشتاب و پرتکراری را طی میکند، واژهی «دیاسپورا» (Diaspora) است. این واژه در واقع بدیلی است برای واژگانی نظیر «مهاجران»، «تبعیدشدگان»، «بومراندگان»، «پناهندگان» و کلا گروههایی که به هر دلیلی از سرزمین مادری خویش خارج شده و در جغرافیای جهانی پراکنده شدهاند و سعی دارد با ظاهری آراستهتر، هم تلخی این «گسستهای جغرافیایی» را تقلیل دهد و هم بتواند ظرفیتهای این جمعیتهای جدا افتاده از موطن اصلی،...
ادامه مطلب
رازهای موفقیت، 50 راه برای زندگی بهتر، چگونه ثروتمند شویم و .... راهکارهایی دمدستی، کلیشهای و پرتکرار که نویسندگانشان، گویی ماشینهایی را مخاطب قرار میدهند که کافیست برنامههایی از پیش نوشته شدهای روی آنها بارگذاری شود تا بهترین نتایج حاصل گردد. ای دریغ از فهم و درک این مهم که انسان امری است پیچیده (ادگار مورن، اندیشیدن فراگیر) و جهان ذاتاً نابرابر؛ و همین پیچیدگی و نابرابری است که هر انسان را به وجودی منحصر به فرد، با نقشهی راه خاص خودش بدل میسازد.هرچند تعدادی از این مکتوبات را خوانده...
ادامه مطلب
(( آلما به دوستش یادآوری کرد هر دویمان خوب میدانیم که تا وقتی داستانهایمان را ننویسیم، آزاد نخواهیم شد. همان طور که در کتاب مقدس(انجیل توماس) آمده: اگر هر آنچه در درون داری مکشوف سازی، نجات خواهی یافت و هر آنچه در درون داری مکشوف نسازی، تباه خواهی شد. به نظر آلما علت جنون و مرگ دوستش، رمانی بود که نه میتوانست آن را بنویسد و نه کنارش بگذارد.))"آلما کروس" نویسندهی آمریکاییِ، دومینیکنتبار که به انتهای دوران اوج حرفهای خود رسیده و نگران سرنوشتی نظیر دوستش است، تصمیم میگیرد قطعه زمینی در سرز...
ادامه مطلب
برای من همه چیز از جایی شروع شد که پول توجیبی را که بابت غذا و لباس میگرفتم، صرف خرید کتاب میکردم. البته آن روزها مثل الان، خرید کتاب آسان نبود. محدویتهای نشر، نبود رسانههای اطلاع رسانی و خرید آنلاین و ... علاقهمندان را مجبور میساخت کتابهای مورد نظرشان را یا به دستفروشان کنار خیابان انقلاب سفارش دهند و یا از قدیمی فروشان همان راسته تهیه کنند. یادم هست نوجوان بودم و "کتاب موج سوم" نوشته "آلوین تافلر" را سفارش داده بودم، فروشنده، کتاب را با چنان احتیاط و مخفی کاری به من داد که حس رد و بدل...
ادامه مطلب
خانم پاتریک کمبل[1] (متولد ۹ فوریه ۱۸۶۵، لندن، انگلیسی - درگذشته ۹ آوریل ۱۹۴۰، پائو، فرانسه) یک هنرپیشه انگلیسی بود که به خاطر به تصویر کشیدن شخصیتهای پرشور و باهوش شهرت داشت.او در سال 1888 روی صحنه رفت (چهار سال پس از ازدواج با پاتریک کمبل) و اولین نقش برجسته او در نقش پائولا تانکرای[2] در نمایشنامه خانم تانکرای دوم اثر سر آرتور وینگ پینرو[3] در سال 1893 بود. دو سال بعد او نقش ژولیت را در مقابل سر جانستون فوربس[4] بازی کرد و پس از آن اغلب با او ظاهر می شد. در سال 1907 او هدا گابلر[5] به یاد ماندنی در نمایشنامه هنریک ایبسن[6] به همین نام بود و در سال 1914 نقش الیزا دولیتل[7] را در پیگمالیون[8] بازی کرد، بخشی که دوستش جورج برنارد شاو[9] مخصوصاً برای او نوشت. در سال 1914 او دوباره ازدواج کرد...
ادامه مطلب
آنچه در ادامه ارائه می گردد، گشت و گذار در واژگانی است که به اشکال مختلف به حوزه کتاب و کتابخوانی مرتبط هستند. فهرست اولیه این واژگان از آدرس زیر استخراج گردیده و سایر واژه ها در جریان جستجوها یافت شده اند. برای معانی هریک نیز، در مواردی که لازم بود توضیحات مبسوط با استفاده از منابع مختلف به ویژه ویکی پدیای انگلیسی ارائه گردیده است . سعی شده است ذیل هریک از توضیحات، منبع مورد استفاده ذکر گردد. اگر به سهو، موردی جا افتاده پوزش می طلبم.https://www.onelook.com/thesaurus/?s=cluster%3A2582&sortby=al0&sorttopn=1000مأخذ مهم دیگر:https://www.biblio.com/book_collecting_terminologyفایل PDF (( در اینجا )) + نوشته شده در شنبه ۱۸ فروردین ۱۴۰۳ ساعت 0:20 توسط بصیرت | ...
ادامه مطلب
گاهی اوقات یک شخص با یک مکان و یا یک اثر چنان درهم تنیده می شوند که به سختی می توان تشخیص داد کدامیک دیگری را شکل داده، خلق کرده و یا به کمال رسانده است. اینکه "جرج ویتمن" کتابفروشی "شکسپیر و شرکا" را خلق کرد و یا خود در این کتابفروشی بالید، پاسخ روشنی ندارد، آنچه اهمیت دارد تصویری منحصر به فرد است که از این تعامل، در پس کوچه های تاریخ مکتوب، ثبت شده است."شکسپیر و شرکا" نام دو کتابفروشی مستقل از هم در ساحل چپ پاریس است. این کتابفروشی اولین بار در ۱۷ نوامبر ۱۹۱۹ توسط خانم "سیلویا بیچ" در خیابان هشتم دوپویترن افتتاح شد و پس از مدتی در سال ۱۹۲۲ به محل بزرگتری در خیابان دوازدهم اودئون در منطقه ۶ پاریس نقل مکان کرد. در طول دهه ۱۹۲۰، این کتابفروشی به پاتوقی برای نویسندگانی چون ازرا پاوند، ارنست ...
ادامه مطلب
اصطلاح زوگزوانگ Zugzwang ، واژه ای ترکیبی است در زبان آلمانی مرکب از : "Zug" به معنی "حرکت" و "Zwang" به معنی "اجبار"، که در زبان فارسی تقریباً معنی "تنگنا" میدهد؛ این اصلاح در بازیهای نوبتی مورد استفاده قرار می گیرد و ظاهرا نخستین بار در شطرنج مطرح شد. در ادبیات شطرنج، این اصطلاح به معنی اکراه در حرکت یا حرکت اکراهی استفاده می گردد. در این حالت بازیکنی که نوبت حرکت با اوست با انجام هر حرکت، وضعیت خود را بدتر می کند. وقتی که تنها حرکتی که می توان انجام داد حرکت نکردن است، اما باید حرکت کرد چون نوبت حرکت شماست!در بازی بالا نوبت هریک از بازیکنان که باشد، هرحرکتی که انجام دهند به ضررشان می باشد.اصطلاح زوگزوانگ در ادبیات شطرنج آلمان در سال ۱۸۵۸ یا قبل از آن استفاده می شد و اولین استفاده شناخته...
ادامه مطلب
سالها پیش پشت جلد کتاب " درون جهان سوم " نوشته "پل هریسون" این عبارت را دیدمWe Want Bread, Not Cakeآن موقع نمی دانستم ارجاع این عبارت به یک گفته ی تاریخی است که آن را به ماری آنتوانت منتسب کرده اند. به این بهانه نوشته ای از آقای محمد هدایتی را در ذیل می آورم.محمد هدايتي / روزنامه نگار و مترجم– روزنامه آرمان امروز – 1401/4/28« اگر نان ندارند، کيک بخورند». اين نقل قولِ منتسب به ماري آنتوانت بارها و بارها تکرار شده و حالا در تاريخ مطالعه انقلابها و قيامهاي مردمي، شان و جايگاهي نمادين دارد. گويا در روزهاي منتهي به انقلاب فرانسه در 1789، در روزگاري که فقر بر مردم غلبه کرده بود و طبقه حاکم در تنعمِ شکوهِ درباري مستغرق، به ماري آنتوانت، ملکه فرانسه و همسر لويي شانزدهم از آنچه به مردم ميگذرد ميگوي...
ادامه مطلب
آقا پسر ، دختر خانم با کسی ازدواج کن که کتاب بخواند همسری را انتخاب کن که پولش را به جای لباس خرج کتاب کند . همسری که لیست بلندی از کتابها را برای خواندن تهیه کرده است . همسری که کارت کتابخانه سال های کودکیش را هنوز با خود دارد . همسری را پیدا کن که اهل خواندن باشد . تشخیصاش سخت نیست . حتماً همیشه در کیفش کتابی برای خواندن دارد . کسی که به کتابفروشی عاشقانه نگاه کند و پس از یافتن کتابی که مدت ها در جستجویش بوده اشک شوق در چشمانش حلقه زند . کسی که بوی کاغذ کاهی یک کتاب قدیمی بر انگیختهاش کند . همسری را انتخاب کن که اگر در کافه منتظرت ماند، انتظارش را با خواندن کتاب پر کند . حتی اگر به دروغ از خاطره مطالعه کتابهای بزرگی نام برد که هرگز نخوانده است تشویقش کن، چرا که او لذت اغراق را در درک و ف...
ادامه مطلب
استیون کینگ (Stephen King)استیون ادوین کینگ 21 سپتامبر 1947 در پورتلند، ایالاتمتحده آمریکا، به دنیا آمده است. پدر و مادر استیون، زمانی که او تنها کودکی نوپا بود، از یکدیگر جدا شدند و تربیت استیون و برادرش را مادر آنها برعهده گرفت. با کسب مدرک لیسانس در رشتهی زبان انگلیسی از دانشگاه ماین فارغ التحصیل شد. پس از اتمام دانشگاه، کینگ نوشتن داستان کوتاه را به طور جدی آغاز نمود. در سال 1971، او با تابیتا اسپروس، همدانشگاهیاش، ازدواج کرد. در این برههی زمانی، استیون کینگ برای تأمین مخارج زندگی خود و همسرش ناچار بود که در کنار نویسندگی و فروش داستانهایش به مجلات، مشاغلی از قبیل تدریس و سرایداری را نیز تجربه کند.او از همان سالهای دانشجویی نیز برای روزنامههای مختلف مینوشت. ابتدا با استفاده از نام مستع...
ادامه مطلب
دو موسیقی جذاب از خدایگان موسیقی احتمالا برای دوستداران سینما خاطره انگیز باشد 1- میشه از عشق مرد - انیوموریکونه MP3 2- والس - النی کاریندور MP3...
ادامه مطلب
در دست کس نیفتد زین خوبتر کتابی[1] گاهی خویشتنداری در برابر کتابی بسیار سخت است؛ زیرا تسلط خود را از دست میدهیم و در برابر شکوه ژرف و متعالی آن کتاب کاملا خلع سلاح میشویم. شاعر بزرگ انگلیسی، ویستن هیو آودن (۱۹۰۷-۱۹۷۳)، میگوید: “کتاب مهم کتابیاست که ما را بخواند و نه به عکس”. گاهی کتابی پیدا میشود که انسان را میخواند، آگاهی او را شخم میزند و تا اعماق روحش را حفاری میکند. گاهیوقتها آدمی با خواندن کتابی پوستاندازی میکند و یکی از پوستههای زندگیاز جلوی چشمش کنار میرود. کتابهای خوب معمولا روشن میکنند اما برخی به آتش میکشند و میسوزانند. کتاب خوب فقط با ذهن آدم برخورد نمیکند، بلکه همهابعاد وجودش را در خود فرومیبلعد. حتی عواطفش را منفجر میکند. هیجانات از مرکزهسته وجود شخص همچون آتشفشانی خروشان ...
ادامه مطلب
1)دلتنگی شبیه تو نیستگاه و بی گاه در می زندهر جا دلش خواست می نشیندو با حسادت عجیبیدرباره تو حرف می زند!2)گاهی وقتهاسنگریزه امدر بستر رودخانهو گاهرودخانه امبر بستری از سنگرفته ام یا مانده ام؟3)تهران همیشه مسافر استبا چمدانی در دستاز این اتوبان ....به آن اتوبانآرزو نوری + نوشته شده در شنبه ۸ مرداد ۱۴۰۱ ساعت 22:52 توسط بصیرت | بخوانید...
ادامه مطلب
2- گاوصندوق خرد و دانایی(( در دوران دبیرستان شروع کردم به جمع کردن عبارت های مورد علاقه ام از کتاب ها. هدفم این بود که آن نوشته ها مانند یک گاوصندوق عمل کنند. می خواستم کلماتی را که نویسندگان محبوبم در گوشم زمزمه می کردند، حفظ کنم و آن ها را برای روزی که به شنیدن دوباره شان نیاز داشتم نگه دارم. به همان اندازه که خواندن آن عبارت ها برای اولین بار برایم الهام بخش بود، می توانستم هر وقت به برانگیختن آن الهام نیاز داشتم به سراغشان بروم. آن موقع ها امیدوار بودم با دنبال کردن آن کلمات فردی قوی تر، داناتر، شجاع تر و مهربان تر شوم.)) 3- بیان تجربه ها(( هرچند ما از بسیاری از اتفاقات در جهان بی خبریم، از زلزله ای شدید در کشوری دیگر یا یک کشتار جمعی در جایی دور و یا حتی اتفاق های خوب، اما با وجود ...
ادامه مطلب
رمان" کتابفروشی کوچک بروکین ویل " The Readers of Broken Wheel Recommend مانند شخصیت اصلی xadاش، "سارا لیندکوئست"، داستانی ساده و بی پیرایه دارد، روان و خوشxadخوان است و میxadتواند لابه xadلای مطالعات پیچیده و عمیق، تعدیلی آرامxadبخش به حساب آید. سارا دختری ساده با ذهنی شکل گرفته از انبوه کتابxad هایی که بنا به علاقه و شغلش (کتابفروشی) مطالعه کرده، برای دیدار با دوست مکاتبه xadای xadxadاش راهی آمریکا می xadشود. اما مقصد شهری بزرگ و مدرن نظیر نیویورک نیست بلکه شهری است که آخرین مراحل افول خود را طی میxadکند و در حال تکمیل فرایند بستن پرونده xadی حیات خویش است: "بروکن ویل"سارا بدون آنکه بداند، قرار است منشاء تحولات بزرگ و مهمی در این شهر غبار گرفته و ناامید باشد و متقابلاً از آن تأثیر بپ...
ادامه مطلب