نمیدانم «جبر جغرافیا»ست، «جبر تاریخ» است، به «ژنتیک»مان مربوط است یا به هر دلیل جبری دیگر (چون مطمئناٌ انتخابی نیست) سالها و بلکه قرنهاست که در «برههی حساس کنونی» و در یک «پیچ تاریخی» یا «دلپیچهی سیاسی» قرارداریم. از حملهی بیگانگان به کشور بگیر تا دو گانههای «مرده باد، زندهباد»، و هماره اوضاع آنقدر بد است که در هر برهه، اهل فن به عینه علائم آخرالزمان و ظهور حضرت را احصا و مشاهده میفرمایند. اینکه چرا چنین است، به دلایل عدیده با یک پرش طولی از آن میگذرم. چونکه آن وقت باید وارد معقولات و اتفاقات پربسامد این پنجاه سال اخیر نیز بشوم که عمرمم کفاف مثنوی هفتاد من کاغذ را نمیدهد. پس در این کوته نوشت، متمرکز شویم بر دغدغهای نوظهور در ایام اخیر: «بحثهای داغ، تهاجمی و بیرحمانه» بین دوستان و فامیل و آشنایان که با عصبانیت و دلشکستن و قطع ارتباط همراه است.
اینکه چه عقیدهای دارید و تا کجا برای آن حاضرید ورود کنید به خوتان مربوط است اما اگر از جمله کسانی هستید که از مباحث داغ لذت میبرید در این چند نکته تأمل کنید:
1- یادمان باشد، کشیده شدن
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی