اصطلاح «مرد رنسانس»[1] اولین بار در اوایل قرن بیستم در انگلیسی مکتوب ثبت شد. این اصطلاح برای اشاره به دانشمندان بزرگی مانند دانشمندان دوره رنسانس استفاده میشود. مرد فرهیختهی دورهی رنسانس که در طیف وسیعی از زمینههای دانش، تحصیلکرده یا ماهر بود و از طیف گستردهای از دانش و توانایی در زمینههای مختلف برخوردار. چنین افرادی معمولاً در چندین رشته مانند هنر، علوم، ریاضیات، فلسفه و موسیقی مهارت بالایی داشتند.
بسیاری از دانشمندان برجسته که در دوره رنسانس زندگی میکردند، رویکردی جامع به آموزش داشتند که منعکس کننده آرمانهای اومانیستهای آن زمان بود. اصلی اساسی مبنی بر بیحد و حصر بودن ظرفیتهای انسانها برای توسعه و اینکه مردم باید تمام دانشها را در بر بگیرند و ظرفیتهای خود را تا حد فرصت توسعه دهند.از یک جنتلمن یا درباری در آن دوران انتظار میرفت که به چندین زبان صحبت کند، یک ساز موسیقی بنوازد، شعر بسراید و غیره؛ و بدین ترتیب آرمان رنسانس را محقق سازد. لذا این مفهوم اغلب برای افراد بااستعداد آن عصر به کار میرود که به دنبال توسعه تواناییهای خود در تمام زمینههای موفقیت بودند: فکری، هنری، اجتماعی، جسمی و معنوی.
«لئوناردو داوینچی»[2] (۱۴۵۲-۱۵۱۹) اغلب به عنوان نمونه اولیه «مرد رنسانس»، مردی با «کنجکاوی سیریناپذیر» و «تخیل تبآلود و مبتکر» توصیف شده است. اگرچه «لئوناردو داوینچی» بیشتر به عنوان یک هنرمند شناخته میشود، اما فعالیتهای او به عنوان یک دانشمند و مخترع، او را به یک مرد واقعی رنسانس تبدیل کرده است. او به عنوان الگویی در به کارگیری روش علمی در هر جنبهای از زندگی، از جمله هنر و موسیقی، شناخته میشود. شخصی با استعدادها یا حوزههای دانش فراوان.
البته دیگرانی نیز شایسته این عنوان بودند نظیر «لئون باتیستا آلبرتی»[3] (۱۴۰۴ - ۱۴۷۲) نویسنده، هنرمند، معمار، شاعر، کشیش، زبانشناس، فیلسوف و رمزنگار اومانیست ایتالیایی دوره رنسانس که مظهر سرشت کسانی بود که در روز جاریه به عنوان «همهچیزدان»[4] شناخته میشوند.
این واژه یعنی «پلیمث» (Polymath) ]از ریشه یونانی پلی (poly-) به معنای «زیاد" یا «بسیار» و مانتانئین (manthanein) به معنای «یادگیری»[ در واقع به نوعی معادلی برای «مرد رنسانس» برای دنیای در روز جاریی است. انسانی امروزی که در بیش از یک زمینه دانش یا مهارت عمیقی کسب کرده است.
یک دانشمند «همهچیزدان» فردی است که دانش او
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی