"کورت ونهگوت" (Kurt Voegut) یکی از شاخصهای ادبیات پستمدرن است. به غایت سیاسی و بیتعارف سوسیالیست. وی در کتاب "مردبدون وطن"[که مترجم کتاب آقای علی اصغر بهرامی آن را وصیتنامه ادبی - سیاسی وی میداند] ضمن معرفی خود، به شرح اندیشهها و دغدغههایش میپردازد. وی در این کتاب با طنزی سیاه و به طرز بیپردهای به نظام سرمایهداری و اقتصاد نئولیبرالیستی یورش میبرد و آن را منشأ فسادی میداند که به زعم او قرار نبود آمریکا به آن دچار شود.
او از شیوه حکمرانی زمامداران کشورش و جنگافروزیهای پیدرپی ایشان خشمگین است. جنگهایی برای چاقتر شدن ثروتمندان وابسته به نظام سیاسی. جنگهایی برای دستیابی به منابع سایر کشورها، به ویژه نفت که پیشران تکنولوژی است. همان تکنولوژی که ماشین جنگی آنها را میسازد. نگران نباشید!! رسانههایشان همهی آنها را سفیدشویی میکنند و روایتهای خود را به کام مردم حقنه خواهند نمود.
(( لازم است بگویم که اکنون همه جهانیان از ما میترسند و از ما متنفر هستند. درست همانگونه که روزی از نازی میترسیدند و منزجر بودند... لازم است بگویم که رهبران غیر منتخب ما میلیونها انسان را از انسانیت تهی کردهاند، آن هم صرفاً به علت دین و نژاد.... باید بگویم ما سربازان خود را هم هم از انسانیت تهی کردهایم، البته نه به خاطر دین و نژاد، بلکه به خاطر طبقهی اجتماعی فرودست آنها... )) ص 81
او هم مثل سایر انسانهای بزرگی که در این کتاب از آنها نام میبرد، دل از بشریت بریده است و دیگر امیدی به روشنایی احوال آن ندارد. انسانی که به لطف تکنولوژی و زندگی مدرن هر روز ضربهی تازهی به سیاره خویش میزند؛ زبالههای هستهای، آلودگیهای شیمیایی، ویروسهای کشنده و ...
(( ما اکنون به شکل هراسناکی به مخاطره افتادهایم. ما آدمیان چه در گذشته و چه در روز جاری، به خانه خود گند زدهایم... )) ص 67
انسانهایی که خانوادههای بزرگ و شاد گذشته خویش را از دست دادهاند و به یاری فناوریهای ارتباطی هر روز بیشتر از هم فاصله میگیرند. خانوادهای که مفهوم آن در حال محو و نابودی است. ما با زندگی و سیارهمان بد کردیم.
و بالاخره از بین همهی این سیاهیها و تاریکیها راه خودش را مشخص میکند:
(( چیزی که سبب شده است زنده بودن را تقریباً با ارزش بدانم و بگویم تقریباً به زیستنش میارزد، بعد از موسیقی، دیدار با قدیسان است. قدیسانی که همه جا حضور دارند. مقصودم مردمانی است که در جامعهای که به شکل تکان دهندهای بیآبروست، آبرومندانه رفتار میکنند.
من فقط یک قانون است که بلدم، باید مهربون باشی. )) ص 98
و در هر فرصتی به "موعظه سرکوه" عیسی مسیح(ع) ]انجیل متی، باب پنجم، آیه هشت[ اشاره میکند:
خوشا به حال حلیمان، زیرا ایشان وارثان زمین خواهند شد.
خوشا به حال رحم کنندگان، زیرا بر ایشان رحم کرده خواهد شد.
خوشا به حال صلحکنندگان، زیرا ایشان پسر خدا خوانده خواهند شد.
سعید عرب پناهی
دیماه 1404
برچسب:
نویسنده: مریم پورعلی