
"کورت ونهگوت" (Kurt Voegut) یکی از شاخصهای ادبیات پستمدرن است. به غایت سیاسی و بیتعارف سوسیالیست. وی در کتاب "مردبدون وطن"[که مترجم کتاب آقای علی اصغر بهرامی آن را وصیتنامه ادبی - سیاسی وی میداند] ضمن معرفی خود، به شرح اندیشهها و دغدغههایش میپردازد. وی در این کتاب با طنزی سیاه و به طرز بیپردهای به نظام سرمایهداری و اقتصاد نئولیبرالیستی یورش میبرد و آن را منشأ فسادی میداند که به زعم او قرار نبود آمریکا به آن دچار شود.او از شیوه حکمرانی زمامداران کشورش و جنگافروزیهای پیدرپی ایش...
ادامه مطلب
آقا پسر ، دختر خانم با کسی ازدواج کن که کتاب بخواند همسری را انتخاب کن که پولش را به جای لباس خرج کتاب کند . همسری که لیست بلندی از کتابها را برای خواندن تهیه کرده است . همسری که کارت کتابخانه سال های کودکیش را هنوز با خود دارد . همسری را پیدا کن که اهل خواندن باشد . تشخیصاش سخت نیست . حتماً همیشه در کیفش کتابی برای خواندن دارد . کسی که به کتابفروشی عاشقانه نگاه کند و پس از یافتن کتابی که مدت ها در جستجویش بوده اشک شوق در چشمانش حلقه زند . کسی که بوی کاغذ کاهی یک کتاب قدیمی بر انگیختهاش کند . همسری را انتخاب کن که اگر در کافه منتظرت ماند، انتظارش را با خواندن کتاب پر کند . حتی اگر به دروغ از خاطره مطالعه کتابهای بزرگی نام برد که هرگز نخوانده است تشویقش کن، چرا که او لذت اغراق را در درک و ف...
ادامه مطلب
عشاق - رنه ماگریت - 1928 دوشیزه - آلبرت ادلفلت - 1833 نوشته شده در چهارشن...
ادامه مطلب
نمایش سنتی ژاپنی که کهن ترین شکل نمایشی درجهان محسوب می شود. نام این شیوه ی نمایشی برگرفته از واژه ی No به معنای استعداد و یا مهارت است. این شکل نمایش شباهتی با دراما های روایی غربی ندارد و در آن بازیگران تنها بازگو کنندگان داستانی تلقی می شوند که با بهره گیری از ظواهر دیداری یا بصری و حرکات خود و نه تنها به واسطه ی به نمایش درآوردن آن جوهره ی اصلی افسانه ی خود را به تماشاگر عرضه می کنند. رخداد های و جلوه های کلی در این دراما اندک بوده و کنش کنونی بر پایه ی استعاره یا کنایات بصری شده استوار است. تنها تماشاگران فرهیخته قادر به درک پلات و طرح داستان هستند، بنابراین به همین دلیل است که این نمایش ستایش نمادها و کنایه های زیرکانه ی تاریخ فرهنگ ژاپنی به واسطه ی کلمات و حرکا...
ادامه مطلب
آدم بزرگ ها عاشق عدد و رقم اند. وقتی با اونا از یک دوست تازه حرف بزنی، هیچوقت ازتون در مورد چیزهای اساسی سوال نمی کنن،هیچوقت نمی پرسن آهنگ صداش چطوره؟ چه بازی هایی رو دوست داره؟ پروانه جمع می کنه یا نه؟ می پرسن: چندسالشه؟ چندتا برادر داره؟ وزنش چقدره؟ پدرش چقدر حقوق می گیره؟ و تازه بعد از این سوالاس که خیال می کنن طرف رو شناختن! اگه به آدم بزرگا بگی که یک خونه قشنگ دیدم از آجر قرمز که جلو پنجره هاش غرق گل شمعدونی و بومش پر از کبوتر بود، محاله بتونن مجسمش کنن. باید حتما بهشون گفت یک خونه چندمیلیون تومنی دیدم تا صداشون بلند بشه که وای چه قشنگ! نباید ازشون دلخور شد. بچه ها باید نسبت به آدم بزرگ ها گذشتداشته باشند. ...
ادامه مطلب
قلک چون موی تو آشفته ام...
ادامه مطلب